تبليغاتX
چقدر سنگ صبور سفید! - شوق حرم...
روی سنگفرشهای حرم امام رضا(ع)
 

شعری از اسماعیل سکاک (قزوین)

كنار سفره كه بوديم، حرف مشهد شـد
وزيد بوي خراسان و ناگـهان رد شد

دوباره يـاد غريب آشـنا و شـوق حرم
و سيل اشك كه در پشت پلكها سد شد

و دخترم كه به دل حسرت زيارت داشت
درست هم نظر مرتضـي و احمـد شد

دو سـال هست كه تو قـول داده‌اي بابا
بـراي مـا كه نـرفتيم واقعـآ بـد شد

تمام بودنـم آوار شـد و يـك لحظــه
زمان براي عبور از خـودش مردد شد

دو روز بـعد بليـط و شـروع يك پروار
كبوترانـه دلـم بـي‌قـرار گنبـد شد

قطار تهران، مشهد درست ساعت هشت
و ايستگاه كه سرشار بـوق ممتد شد

و چند ساعت ديـگر به صحـن آزادي
نگاه منتظرم گـرم رفـت و آمـد شد


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 14:27  توسط زائر روسیاه حرم  |